وبلاگ شهدای رامهرمز

متن مرتبط با «فرق ما با شهدا» در سایت وبلاگ شهدای رامهرمز نوشته شده است

پشت پرده جملات زیبا

  • نیلوبلاگ

    در این گزارش به بررسی کامل «جملات زیبا» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  ...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات نهم دیماه

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «نهم دیماه» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره خیبر صفری بدانید

  • نیلوبلاگ

    خیبر صفری موضوع «خیبر صفری» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیدار رزمندگان قدیمی گردان امام حسین رامهرمز با سردار جانباز خیبر صفری جانباز 70 درصد +عکس خیبر صفری که به "خیبر تکاور" معرف بود سالهاست که در خانه ای اجاره ای آلام ناشی از روزهای سخت جنگ را تحمل می نمایند ...

    ادامه مطلب
  • نهم دیماه

  • شهادت امام حسن مجتی علیه السلام

  • نیلوبلاگ

    شهادت مظلومانه دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت دومین نور خدای سرمد زاده حضرت زهرا کریم آل طاها آقا و مولا امام حسن مجتبی علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد +نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۶ساعت22:53&nbsp توسطاسکن...

    ادامه مطلب
  • شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد

  • نیلوبلاگ

    من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج شرمنده ی عطای تو یا ثامن الحجج بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد +نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۶ساعت23:2&nbsp توسطاسکند...

    ادامه مطلب
  • نرگس سلیمانی (مادرشهید ناصر اسکندری)

  • نیلوبلاگ

                   ...

    ادامه مطلب
  • شهدا

  • حضرت سلیمان و مورچه

  • نیلوبلاگ

    حضرت سلیمان و مورچه روزی حضرت سلیمان از مورچه ای پرسید: «در مدت یک سال چقدر غذا میخوری؟» مورچه گفت: «سه دانه.» پس حضرت سلیمان او را گرفته و در جعبه ای کرد و سه دانه به همراهش در جعبه گذاشت. بعد از گذشت یکسال جعبه را باز کرد و دید که مورچه یک و نیم دانه را خورده! پس با تعجب از مورچه پرسید: «چرا فقط این مقدار خوردهای؟!» مور گفت: «چون وقتی من آزاد بودم اطمینان داشتم خداوند روزی م...

    ادامه مطلب
  • آیا کلبه شما هم در حال سوختن است؟

  • نیلوبلاگ

    آیا کلبه شما هم در حال سوختن است؟ تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد. با بي قراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد. ساعت ها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد. سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك بسازد تا خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد. روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه ...

    ادامه مطلب
  • بادکنک من

  • نیلوبلاگ

    بادکنک من سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند. سخنران بادکنکها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد. سپس از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند. همه دیوانهوار به ...

    ادامه مطلب
  • ماه محرم

  • ولادت حضرت امام علی النقی (علیه االسلام)

  • شهادت امام محمدباقر علیه السلام

  • عید سعید قربان

  • حکایت پند آموز منطق و احتمای

  • نیلوبلاگ

    استادی از شاگردان خود پرسید ؟ دو مرد پیش من می آیند . یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ شاگردان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! استاد گفت : نه ، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟حالا شاگردان می گویند : تمیزه !استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. ب...

    ادامه مطلب
  • حکایت خارپشت و مار

  • نیلوبلاگ

    چند خارپشت دارید؟ خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو، مأوا گزینم و همخانه تو باشم. مار تقاضای خارپشت را پذیرفت و او را به لانه تنگ و کوچک خویش راه داد. چون لانه مار تنگ بود، خارهای تیز خارپشت هر دم به بدن نرم مار فرو میرفت و او را مجروح میساخت اما مار از سر نجابت دم بر نمیآورد. سرانجام مار گفت: «نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شدهام. میتوانی لانه من را ترک کنی؟» خارپشت گفت: «من مشکلی ندارم، اگر تو ناراحتی میتوانی لانه دیگری برای خود بیابی!» عادتها ابتدا به صورت مهمان وارد میشوند اما دیری نمیگذرد که خود را صاحبخانه میکنند و کنترل ما را به دست میگیرند. مواظب خا...

    ادامه مطلب
  • عبدالصمد بازرگان

  • شهیدعلیرضا بایمانی

  • محمدکمایی