حکایت خارپشت و مار

خرید بک لینک
چند خارپشت دارید؟نقاشی مبارزه مار و خارپشت با شمشیر

خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو، مأوا گزینم و همخانه تو باشم. مار تقاضای خارپشت را پذیرفت و او را به لانه تنگ و

کوچک خویش راه داد. چون لانه مار تنگ بود، خارهای تیز خارپشت هر دم به بدن نرم مار فرو میرفت و او را مجروح میساخت اما مار از سر نجابت دم بر نمیآورد.

سرانجام مار گفت: «نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شدهام. میتوانی لانه من را ترک کنی؟»

خارپشت گفت: «من مشکلی ندارم، اگر تو ناراحتی میتوانی لانه دیگری برای خود بیابی!»

عادتها ابتدا به صورت مهمان وارد میشوند اما دیری نمیگذرد که خود را صاحبخانه میکنند و کنترل ما را به دست میگیرند.

مواظب خارپشت عادتهای منفی زندگیتان باشید.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:30 توسط اسکندر یوسفی چرمهینی |
وبلاگ شهدای رامهرمز...

ما را در سایت وبلاگ شهدای رامهرمز دنبال می‌کنید

برچسب: حکایت,خارپشت, نویسنده: بازدید: 268 تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 17:18

صفحه بندی